حسن حسن زاده آملى
70
مجموعه مقالات (فارسى)
عليه السلام ، بيان مىفرمايد كه : « ألا ان القدر سرّ من سرّ اللّه - الى قوله عليه السلام : لا ينبغى أن يطلع عليها إلّا الواحد الفرد » . « 46 » و ديگر استفادههائى كه از حديث مذكور مىشود اينست كه وراى عقول مردم ، حقائق بسيارى است كه از ادراك آنها عاجز و از نيل بدانها قاصرند . پس روايت به ما مىفهماند كه ظاهر اين دين را باطنى است ، و صورت آن را حقائقى ، كه به قدر عقول مردم به منصّه ظهور رسيده است ، و اگر آنچنانكه هستند به بيان آيند ، عقول اكثريّت مردم از قبول آن اعراض مىكنند ، و در واقعيت آن اعتراض . و لكن سفره بيان به نحوى گسترده شد كه هيچكس از كنارهء اين سفرههاى روايات اهل بيت عصمت و طهارت بىبهره نمىماند ، بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست . و لكن حمل اسرار آيات و روايات براى اوحدى از ارباب عقول و اصحاب قلوب است ، كه رخش مىبايد تن رستم كشد ؛ بقول شيخ رئيس در رسالهء معراجيه : شرط انبياء آنست كه هر معقول كه دريابند در محسوس تعبيه كنند ، و در قول آرند تا امّت متابعت آن محسوس كنند و برخوردارى ايشان هم معقول باشد و آنچه مراد نبى است پنهان نماند ، و چون بعاقلى رسد بعقل خود ادراك كند ، و داند كه گفتههاى نبى همه رمز باشد بمعقول آكنده . مضمون بعضى از روايات بقدرى عالى است ، كه امام باقر عليه السلام آنها را به صعب و مستصعب تعبير فرمود ، و صعب را تفسير فرمود به مركبى كه هنوز سوارش نشدند و مستصعب آن مركبى است كه چون آن را بهبينند فرار كنند ، « كما في البصائر عن المفضل قال قال ابو جعفر عليه السلام ان حديثنا صعب مستصعب ذكران أجرد ، لا يحتمله ملك مقرب ، و لا نبى مرسل و لا عبد امتحن اللّه قلبه للايمان . اما الصعب فهو الذى لم يركب بعد ، و اما المستصعب ، فهو الذى
--> ( 46 ) . بحار ، ج 3 ، ص 29 ، باب القضا و القدر ، ط كمپانى .